کتاب مرحوم ماتیا پاسکال

اثر لوئیجی پیراندلو از انتشارات امیرکبیر - مترجم: بهمن محصص-بهترین کتاب های ایتالیایی

«از چيزهاي نادر و شايد تنها چيزي که به آن اطمينان داشتم، اين بود که اسمم ماتيا پاسکال بود. من هم آن‌ را به‌کار مي‌بردم. هرگاه کسي به سرش مي‌زد که براي مشورت يا پرسشي نزدم بيايد، خودم را جمع‌وجور مي‌کردم، چشمم را مي‌بستم و جواب مي‌دادم:
«من ماتيا پاسکال هستم.»
«متشکرم، عزيزم. مي‌دانم.»
«به‌ نظرت خيلي کم است؟»
راستش را بخواهيد، حتي به‌نظر خودم هم اين چيز زيادي نبود. ولي در آن زمان هنوز نمي‌دانستم که حتي ندانستن همين هم چه معنايي دارد؛ به اين معني که نتوانم مانند گذشته‌ها، به‌موقعش، بگويم:
«من ماتيا پاسکال هستم.»
مقدمه کتاب «مرحوم ماتيا پاسکال» نوشته لويجي پيراندلو با اين عبارات آغاز مي‌شود. پيراندلو نويسنده ايتاليايي تا بعد از جنگ جهاني اول در کارش ناشناخته بود و بعدها نمايشنامه‌اي از او با نام «شش کاراکتر در جستجوي يک نويسنده» شهرتي ناگهاني برايش به همراه آورد.
پيراندلو از خانواده‌اي ثروتمند بود که در يک منطقه رشد نيافته و خشن زندگي مي‌کردند. جايي که هر کسي مجبور بود خودش از حقوقش دفاع کند. بنابراين، او خيلي زود تحت تاثير بي عدالتي و ستم موجود بين مردم قرار گرفت. پيراندلو زندگي آساني نداشت. علاوه بر سختي هايي که از ورشکستگي پدرش در تجارت برايشان ايجاد شد، موضوع ديگر اختلال رواني زنش بود که پيراندلو در خانه از او مراقبت مي‌کرد.
پيراندلو با توجه به علاقه‌اي که نسبت به درونيات افراد داشت، شخصيت نقش‌هاي داستاني‌اش را بيشتر با قرار دادن آن‌ها در موقعيت‌هاي خيالي کاوش مي‌کرد تا شرايط واقعي. امروزه پيراندلو به عنوان يکي از تاثيرگذارترين نمايشنامه‌نويسان قرن بيستم شناخته مي‌شود.


خرید کتاب مرحوم ماتیا پاسکال
جستجوی کتاب مرحوم ماتیا پاسکال در گودریدز

معرفی کتاب مرحوم ماتیا پاسکال از نگاه کاربران
درست در چند صفحه اول نویسنده به ما می گوید این داستان یک مرد است که دو بار آن را می خورد. @ قهرمان ما و یا ضد قهرمان، در اواخر سال 1800 ایتالیا به سر می بریم. او به عنوان کتابدار در شهر ایلینوی آلاباما پولدار است. او با بچه های فریاد زده زندگی می کند، یک زن که علاقه ای به او نداشته و یک مادر زن چسبیده است که از او متنفر است. یک روز در خارج از شهر، از روزنامه ها می داند که بدن تجزیه شده یک قاچاق انتحاری توسط قایقرانی در شهر اصلیش برای او اشتباه گرفته شده است. او آزاد است او به دنبال یک قمار می رود و در واقع پول می کند و یک زندگی جدید را برای خودش در یک شهر دور ایجاد می کند. اما زندگی دوم زندگی دور از آسان است و طرح به اپرا صابون farcical تبدیل می شود (یا یک اپرا واقعی، از آنجا که این کار از ایتالیایی ترجمه شده است). این کتاب در سال 1904 منتشر شد و مانند سایر رمانهای آن دوران، مانند جرم و جنایت Dostoyevskyâ € ™ s و یا Unamunoâ € ™ ثانیه آبل سانچز، بسیاری از کاوش در مورد روانشناسی از هزینه شخصیت اصلی به تازه در حال توسعه زمینه روانشناسی نویسنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1934 را به دست آورد. این توجه من را در بر داشت و من متوجه شدم که طرح سریع و با کمی رمز و راز برای آن است.

مشاهده لینک اصلی
ماتیا پاسکال فکر می کند که او فرصتی برای بریدن همه یقه های که او را به جهان می برد، و در حالت آزادی کامل زندگی می کند. اما به زودی او کشف می کند که هیچ زندگی کامل و آزادی در خارج از مرزهای اعمال شده توسط جامعه، مگر اینکه شما زندگی ترس و تنهایی را قبول کنید. رمان کلاسیک، بی انتها (که من احتمالا باید در دبیرستان بخوانم ...). در نسخه ی من یک post-scriptum از پیراندلو وجود دارد که در آن او از یک پرونده واقعی او در یک روزنامه، 20 سال پس از انتشار کتاب خود، که بسیار نزدیک به طرح «ماتیا پاسکال بعد» بود، خبر داد. چیزی که جالب است این است که در آن زمان برای اینکه ... خیلی غیر واقعی بود مورد انتقاد قرار گرفت!

مشاهده لینک اصلی
داستان ماتیا پاسکال یکی از گناه اصلی انسان های اولیه قرن بیستم است: آگاه باشید که یک فرد dallomologazione جامعه توده ای که او را مجبور به حضور در نقش های از پیش تعریف شده و زندگی می کنند (با مشکلات متصل) او به دنبال یک راه فرار نابود، یادگیری، در هزینه های خود، این شرکت به همان اندازه همه کسانی که محکوم سعی کنید به فرار آن را به هر کسی، نه به رسمیت شناخته شود و یا تصور می شود دیوانه، هنگامی که آن را واقعا نمی شود. HTTP: //athenaenoctua2013.blogspot.it / ...

مشاهده لینک اصلی
4.5 ستاره

مشاهده لینک اصلی
این اولین کتاب من از Pirandello بود و کنجکاوی من را در مورد دیگر نیز انجام داد :). من خیلی از داستان، مطالعه شخصیت، داستان داستان و اغلب فلسفی، مدیتیشن ها، طنز: در واقع همه چیز را دوست داشتم. ایده داستان را دوست داشتم: یک مرد محدود و تعریف شده در همان زمان توسط جامعه ای که در آن زندگی می کند، نامی است که او می پوشد و نمی تواند بدون گذشته زندگی کند. این باعث شد که من از تمام آغاز های جدیدی که اغلب آرزو می کنم، خاطرات و تجربیات را که گرامی می دارم فکر کنم. به عبارت دیگر، این نیز برای اندیشه ها و بازتاب هایی که به ذهن من آورده بود لذت بخش بود. در میان چسبندگی چیزهایی که من خواندن: لباس ما می پوشند، برش و رنگ آنها، می تواند مردم را به عجیب ترین نظرات ما است. پ.ن 64: واقعا ما گاهی به طور ضمنی با ظاهر ما تعریف می شود، اما برای من چیزی است که من با آن مبارزه می کنم: .-- از جمله های خنده دار: هوا کشور، قطعا همسر من را خوب می کند. شايد بعضی از درختان برگ های خود را در مواجهه با او از دست می دهند و پرندگان ساکت می شوند؛ من فقط امیدوارم که بهار خشک نشود pg.70 - از بازتاب ها: من به نظر می رسید هراسانه از زندگی قطع شده، بازماندگان من، از دست داده در حال حاضر، انتظار برای فراتر از مرگ زندگی می کنند، اما هنوز قادر به نگاه کردن به راه پیش رو. pg.77 --- تصویر را دوست داشت! lol! :) â € œPut آن را دور. من نمیخواهم آن را بترسانم. â € œ او به من خیره شد و پرسید: â € œFraighten چه؟ â € œWhy، این آینه کوچک است. جذاب آن است. این باید یک عتیقه باشد. \"در یک نقطه خاص، ما متوجه هستیم که تمام زندگی حماقت است؛ پس به من بگو به چه معنی است که هرگز کاری انجام نداده ای احمقانه. حداقل این بدان معنی است که شما هرگز زندگی نکرده اید. اما من فکر کردم که علم این توهم را دارد که زندگی ما را ساده تر و راحت تر می کند. اما حتی تصدیق می کنم که با تمام این ماشین های دشوار و پیچیده آسان تر می توانم بپرسم: هر چه بدتر می شود یک مرد محکوم به فعالیت بیهوده شد تا اینکه آن را آسان و تقریبا مکانیکی کند. زیرا ما نمی توانیم زندگی را درک کنیم، اگر ما به نوعی مرگ را توضیح دهیم. انگیزه، جهت اقدامات ما، موضوعی است که ما را از پیچ و خم خارج می کند، سمیرور میس عزیز، نور باید از فراتر از مرگ باشد. 122. â € حالا به نظر من عجیب و غریب به نظر می رسد، چگونه پیراندلو شخصیت خود را دقیقا در خانه یک مرد مرتبط با زندگی فراتر از قابل مشاهده و بیشتر از این چیزها به ارمغان می آورد، و اینکه چگونه این مرد به پایان می رسد - من ممکن است جرأت بگویم - سرگرم کننده از..pg. 165 - صحبت از تاریکی است که ما احاطه شده و فانوس ها باید آن را روشن کنیم، و سپس به \"جنبش تبعید\" اشاره می کند که عذاب می کند. :) - اغلب این احساس را داشته است. همانطور که روز از شب متفاوت است، شاید در روز و یک روز بعد از تاریکی یک چیز است: هرچند در هر ساعت به اندازه کافی فقیر است. PG 187 \"اغلب در مورد این فکر می کنم! سپس چشمانم در سایه ی بدن من افتاد، و من برای مدتی در آنجا ایستادم، آن را در نظر داشتم. در نهایت آن را به شدت پای خود را بر آن شدید. اما نه، من نمی توانم بر سایه من سقوط کند. کدام یک از ما بیشتر سایه بود؟ این، یا من؟ دو سایه! وجود دارد، وجود دارد بر روی زمین؛ هر کس می تواند از آن عبور کند، سرم را خرد می کند، قلبم را می شکنم؛ و من آرام خواهم شد، سایه من آرام خواهد بود. سایه یک مرد مرده این زندگی من بود ... pg.199. epilogue نیز در منطق و بازی کلمه جالب است: P برای مثال لفظ پوچ به نظر می رسد باور نکردنی است، چرا که آنها واقعی هستند. همانطور که مخالف بی ادبیات هنری است که، به نظر واقعی، باید قابل اعتماد باشند. سپس، هنگامی که آنها قابل اعتماد هستند، آنها دیگر پوچ نیستند. pg.256

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب مرحوم ماتیا پاسکال


 کتاب ماکاموشی، شبح مترو
 کتاب اعترافات رمان نویس جوان
 کتاب اسپینوزا و ما
 کتاب عاشق آتش فشان
 کتاب جزیره روز پیشین
 کتاب گویا اسمش مارکنی بود